X
تبلیغات
رایتل
وبلاگ فعالیتهای قرآنی و حدیثی

داستان آیه مباهله چیست؟
مقام حضرت علی‏علیه السلام بالاتر است یا مقام پیامبران‏علیهم السلام (غیر از خاتم‏الانبیاء)؟
آیا همسران پیامبرصلی الله علیه وآله، اهل‏بیت او هستند؟
آیا کسانی که مادرشان از سادات است، سید می‏باشند؟

«فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ» آل عمران (3)، آیه 61.؛ «پس هرکس در این (-(باره)-) پس از دانشى که تو را (-(حاصل)-) آمده، با تو محاجه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‏گویان قرار دهیم».

آیه مباهله، آیه بسیار مهم و جالبى است که جواب چندین سؤال را با هم داده است.
درباره شأن نزول این آیه، چنین آمده است: گروهى از مسیحیان در منطقه مرزى حجاز و یمن به نام «نجران» ساکن بودند. مجمع البیان، ج 2، ص 308.
پیامبرصلى الله علیه وآله وقتى به مدینه آمد و حکومت اسلامى رشد پیدا کرد، یهودیان اطراف مدینه در برابر پیامبرصلى الله علیه وآله توطئه کردند و گروهى از مسیحیان نجران نیز براى آن که از رسالت محمدصلى الله علیه وآله مطمئن شوند، به مدینه آمدند. عالمان آنان به بحث و گفت‏وگو با پیامبرصلى الله علیه وآله پرداختند و بر اعتقاد خود درباره حضرت مسیح‏علیه السلام که فرزند خداست، اصرار مى‏ورزیدند. در این هنگام آیه مباهله نازل شد که نشان مى‏دهد در جایى که بحث علمى، ثمره و فایده‏اى ندارد، باید از راه دیگرى وارد شد و این راه، همان مباهله، به معناى نفرین بود که در میان مسیحیان نیز پذیرفته شده بود؛ پس به آنها اعلام شد: «فَقُل تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ...» آل عمران (3)، آیه 61.؛ «اى پیامبر! به آنان بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم؛ شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را و شما هم زنان خود را؛ ما نفوس خود را بیاوریم شما هم نفوس خود را؛ سپس طرفین را نفرین کنیم و بگوییم خدا لعنت کند هر کسى را که دروغ مى‏گوید»؛ یعنى مى‏داند حق چیست؛ اما به زبان دروغ مى‏گوید.
به دنبال این توافق، روز مباهله (24 ذى‏الحجة) مشخص شد. مسیحیان نجران دیدند که پیامبر با چهار نفر آمدند؛ على‏علیه السلام، زهراى اطهرعلیها السلام، امام حسن و امام حسین‏علیهما السلام، که با شخص پیامبر، یک هیئت پنج‏نفره را تشکیل مى‏دادند. طبق نقل شیعه و سنى، آنها وقتى این‏گونه آمدن پیامبرصلى الله علیه وآله را دیدند، عقب‏نشینى کردند و به اطرافیان خود گفتند: اگر پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله به گفته خودش اطمینان نداشت، نزدیک‏ترین افراد خاندانش را نمى‏آورد. به همین جهت، مسیحیان نجران گفتند: ما راضى هستیم جزیه (مالیات) بدهیم و زیر چتر حکومت اسلامى زندگى کنیم. پیامبرصلى الله علیه وآله هم پذیرفت و دیگر نفرین نکردند.
این آیه، هم نشانه فضیلت اهل‏بیت‏علیهم السلام است و هم نشانه آشکارى است که پیامبر رحمةللعالمین است. امام زمان(عج) هم رحمةللعالمین است و این که مى‏گویند امام زمان(عج) مى‏آید و خون‏ریزى مى‏کند، حتماً باطل است. امام زمان، جانشین پیغمبرى است که رحمةللعالمین است.
حضرت امیر در نهج‏البلاغه مى‏فرماید: «وقتى حضرت مى‏آید، عقول مردم را کامل مى‏کند و مردم ایمان مى‏آورند. تعدادى از لشکر سفیانى و دجال در جنگ کشته مى‏شوند که آن هم قبل از ظهور حضرت است؛ اما وقتى حضرت بیاید، یک حکومت عدل جهانى ایجاد مى‏کند و حکومت‏هاى دیگر هم با رضایت و از روى رغبت، ایمان مى‏آورند.
در هر صورت، با توجه به این آیه شریفه، پیغمبر مأمور است سه گروه را بیاورد. اگر گروه چهارمى را بیاورد، پیغمبر گناه کرده و از فرمان خدا، سرپیچى کرده است و اگر کمتر هم ببرد، باز هم سرپیچى از فرمان خدا کرده، حال باید دید که حضرت چه کسانى را براى مباهله برده بود؟
1. «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ»؛ از فرزندان، پیامبرصلى الله علیه وآله، امام حسن و امام حسین‏علیهم السلام را با خود بُرد.
براساس این که حسنین‏علیهم السلام به دستور پیامبر در آن واقعه حضور داشتند و قرآن تعبیر نموده است که پیامبر فرزندان خود را ببرد، جواب آن سؤال معلوم مى‏شود که نوه دخترى هم فرزند پدربزرگ است و الا پیامبر باید مى‏گفت: من بچه ندارم و اینها مال داماد من هستند. بنابراین، همان‏طور که به سیدهایى که از طریق پدر به پیامبر مى‏رسند، به عنوان فرزندان و نسل پیامبرصلى الله علیه وآله احترام گذاشته مى‏شود، لازم است به کسانى که مادرشان سید است نیز احترام گذاشت؛ اگرچه از نظر فقهى، به آنها خمس تعلّق نگیرد. در نتیجه در محرم بودن و انتساب نوادگان به یک شخص فرقى بین نوه دخترى و پسرى وجود ندارد. همانگونه که نوه پسرى به انسان محرم است و از نسل وى محسوب مى‏گردد نوه دخترى نیز چنین است، باید توجه داشت که همه امامان‏علیهم السلام نوه دخترى پیامبر هستند و با وجودى که امام حسن و امام حسین‏علیهم السلام نوه دخترى رسول خدا بودند در آیه مورد بحث از واژه «ابناء» استفاده گشت که به معناى پسران است.
2. «وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ»؛ پیغمبر علاوه بر دختران و دیگر زنان خویشاوند خود، نُه زن داشت. در قرآن نیز لفظ جمع آمده است و این نشان مى‏دهد که از میان زنان، هر کدام شرایط را داشته باشد، باید او را ببرد و اگر صد زن هم از اهل‏بیت او حساب مى‏شدند، باید آنها را ببرد. (-(این جمع آوردن نکته دارد)-).
با وجود این که در آیه لفظ جمع آمده، اما پیغمبر فقط زهراعلیها السلام را برده، یا باید بگوییم پیغمبر خلاف امر خدا کارکرده (نعوذ باللَّه) که خداوند جمع خواسته و گفته زنهایت را باید ببرى، ولى پیغمبر سرپیچى کرد و یکى را برد که این اصلاً در شأن پیغمبر نیست یا این که بگوییم مراد آیه زنانى بود که از اهل‏بیت‏علیهم السلام بودند و زن شخصیت حقوقى پیامبر به حساب مى‏آمدند. از این رو، پیغمبر فقط زهرا را برد چون فقط او جزء اهل‏بیتش حساب مى‏شد و حتى اگر خدیجه هم با آن همه مقام و منزلت که ام‏المؤمنین است، زنده بود، او را با خودش نمى‏برد؟
پس عبارت «نساءونا»، به صورت جمع است؛ اما پیامبرصلى الله علیه وآله تنها یک نفر و آن هم حضرت فاطمه‏صلى الله علیه وآله را براى مباهله همراه برد و این نشان مى‏دهد که از میان خویشاوندان پیامبرصلى الله علیه وآله از جنس زن، تنها یک زن بود که جزء اهل‏بیت پیامبرصلى الله علیه وآله بود و اگر دیگرى هم بود، به مقتضاى لفظ جمع، باید پیامبرصلى الله علیه وآله او را با خودش مى‏برد و به عبارت دیگر، این عمل پیامبرصلى الله علیه وآله نشان مى‏دهد که زنان پیامبر، جزء اهل‏البیت نمى‏باشند.
اما جواب سؤال دیگر:
بدیهى است که مقام پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله برتر از تمامى پیامبران گذشته است؛ زیرا او خاتم انبیا و سید مرسلین است، پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله، حضرت على‏علیه السلام را با خود به مباهله برد در حالى که او نه جزء فرزندان پیامبرصلى الله علیه وآله است و نه جزء نساء پیامبر؛ پس ناگزیر باید پیامبرصلى الله علیه وآله او را جزء نفس خویش (انفسنا) حساب کرده باشد؛ یعنى على، نفس و جان پیامبرصلى الله علیه وآله است و مقام پیامبر از همه انبیا بالاتر است؛ پس مقام حضرت على‏علیه السلام نیز از همه انبیا بالاتر مى‏باشد.
در روایات درباره امام على‏علیه السلام آمده است که پیامبر به او فرمود: «لحمک من لحمى و دمک من دمى و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمى و دمى»؛ دعاى شریف ندبه و... . و پیغمبرصلى الله علیه وآله به او فرمود: تنها فرقى که من و تو داریم، این است که من پیغمبرم و تو پیغمبر نیستى. اگر چه خلقت جسمى امامان‏علیهم السلام بعد از پیامبران بوده، اما خلقت نور آنها قبل از آفرینش پیامبران بوده است؛ «خلقکم اللَّه انواراً و جعلکم بعرشه محدقین» زیارت جامعه کبیره.. اول و آخر و وسط عالم، اهل‏بیت عصمت و طهارت‏علیهم السلام بوده‏اند.
یکى از دلایل این که مقام پیامبر از انبیاى دیگر بالاتر است، این است که زحمات همه را تکمیل کرد و دلیل این که این قدر ولایت مهم است، این است که زحمت پیغمبرصلى الله علیه وآله را على‏علیه السلام تکمیل کرد؛ «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» مائده (5)، آیه 3..
آیا مقام حضرت زهرا از مقام حضرت مریم نیز بالاتر است؟
بدون شک چنین است. در روایتى از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله خطاب به حضرت زهراعلیها السلام مى‏خوانیم: «یا بُنَیَّةَ الا ترَضینَ اَن تکونى سیدة نساء العالمین؟ قالت: یا ابة فاَینَ مریم بنتُ عمران؟ قال‏صلى الله علیه وآله: تلک سیدة نساء عالمها...» ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى‏طالب، مطبعة الحیدریه فى النجف، 1376ق، ج 3، ص 105 ؛ محمدبن یوسف زرندى الحنفى، نظم درر السمطین، نجف: مطبعة الامام المیرالمؤمنین، ص 179.؛ آیا راضى هستى که سیده زنان جهانیان باشى؟ حضرت فاطمه عرض کرد: اى پدر! پس مریم چه؟ حضرت فرمود: او سیده زنان زمان خود بود...».
باید توجه داشت که عالمین، جمع است (نه مفرد و نه تثنیه)؛ پس شامل همه جهان‏هاى قبل از ما و بعد از ما و شامل جهان مادى، برزخى و آخرت مى‏شود. اگر فضیلت ذاتى حضرت مریم این بود که مادر حضرت عیسى‏علیه السلام شد، فضیلت ذاتى حضرت زهرا این است که هم دختر نبوت بود و هم همسر ولایت و هم مادر امامان. اگر فضیلت عرضى مریم این بود که در راه دین حضرت عیسى‏علیه السلام زحمت کشید، فضیلت عرضى حضرت زهراعلیها السلام دفاع از دین خاتم انبیا و دفاع از ولایت و آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» است؛ تا جایى که در راه این دفاع، به مقام شهادت نائل گشت. در این موضوع، بحث فراوان است و آن را به مقام خود وامى‏گذاریم.منبع :اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری حفظه الله

porseman.org



تاریخ : جمعه 25 مهر 1393 | 23:35 | چاپ | نویسنده: روح الله گودرزی | نظرات (0)

  عبرت ،فهم ،دانائی

امام رضاعلیه السلام:   مَن اعتَبَرَ أبصَرَ وَمَن أبصَرَ فَهِمَ، ومَن فَهِمَ عَلِمَ . بحارالانوار،ج67،ص73
 هر که عبرت گیرد، بینا شود و هر که بینا شود، فهمیده گردد و هر که فهمیده شود، دانا گردد



تاریخ : پنج‌شنبه 24 مهر 1393 | 04:52 | چاپ | نویسنده: روح الله گودرزی | نظرات (0)
1 2 3 4 5 ... 76 >>
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.